“استراتژی اقیانوس آبی” – رقابت در بازار بی‌رقیب

0

نام کتاب : استراتژی اقیانوس آبی

نویسنده : دبلیو چان کیم – رنه مابورینا

انتشارات : آریانا قلم

در این بخش از بهترین کتاب های موفقیت در کسب و کار میپردازم به کتاب استراتژی اقیانوس آبی

 

اگر از من بپرسید که در این شرایط امروز اقتصاد ایران که در رکود عمیق به سر مى بریم، بازارها کوچک شده، شدت رقابت بالا رفته، قدرت خرید مردم پایین آمده است و تحریم ها فراگیر است، باز هم مى‌شود که استارت یک بیزنس تازه را زد، می‌گویم حتما، به شرطی که استراتژی اقیانوس آبی را در پیش بگیرید !

استراتژی یا پارادایم فکری «اقیانوس آبی» به زبان ساده می‌گوید که تنها راه پیروزی در رقابت، توقف تلاش برای پیروزی در رقابت است. به جای ورود به رقابت خونین با رقبای قدیمی در اقیانوس سرخ، باید وارد فضای بازار نامحدود اقیانوس‌های آبی شد و دست به خلق تقاضای تازه زد .

استراتژی اقیانوس آبی

بازاری که در آن هنوز قواعد بازی مشخص نشده است و فرصتی برای رشد بسیار سودآور وجود دارد. در یک کلام به جای گرفتن سهم بیشتر از کیک باید به دنبال ساختن کیک های تازه باشید .

با خودتان صادق باشید، اگر مزیت نسبی نسبت به دیگرانی که قبل از شما وارد بازار شده اند ندارید و یا قابلیت محوری مهم و قابل توجه و یونیک ندارید،

شرایط امروز اقتصاد ایران خیلی زمان مناسبی برای بیزنس ها و رقابت های کلاسیک و سنتی نیست، اما اگر ایده دارید ، خلاقیت دارید و بازار جدید و تقاضای تازه دارید ، اتفاقا شرایط فعلی ایران ایده آل شماست.

اگر شما در وسط سانفرانسیسکو یا نیویورک یا توکیو باشید، ایده و خلاقیت تازه کار سختی است اما در ایران، اگر هوشمند باشید با نگاهی به جهان مدرن، ایده های ناب و سازگار فراوانی بدون زحمت زیاد وجود دارند ؛

ایده نوآورانه تاکسی اینترنتی «اوبر» یک نوآوری بود و ایده تاکسی اینترنت «اسنپ» هم در ایران یک نوآوری بود . اولی در خلق یک اقیانوس آبی با یک ایده حقیقتا تازه و دومی در خلق یک اقیانوس آبی با کپی هوشمندانه یک ایده تازه.

سیامک قاسمی

بگذارید با یک مثال شروع کنم. سینما در اروپا رو به افول بود. مردم دیگر سینما نمی رفتند. سینماها در مرکز شهر بودند ترافیک، سخت بودن پیدا کردن پارکینگ، افزایش کیفیت سریال های تلویزیونی و تلویزیون های کابلی و … باعث شده بود که مردم سینمای خانگی (دیدن فیلم در خانه) را به رفتن سینما ترجیح دهند. 

در چنین فضایی سینماهای موجود با یکدیگر رقابت سنگین می کردند، و این باعث شده بود در آن زمان دیگر صنعت سینما، سودآور نباشد. یک گروه آمدند و مجدد در صنعت سینما سرمایه گذاری کردند که باعث حیرت شد. اما آن ها مسیر کاملا متفاوتی را انتخاب کردند در حومه شهر یک مجتمع بزرگ تاسیس کردند (کاهش هزینه زمین).

همراه با پارکینگ (که منجر به یک درآمد جانبی شد)، به جای یک سالن،چند سالن گذاشتند (هر کدام از اعضای خانواده فیلم خودش را انتخاب کند)، همراه با فود کورت (فضاهای چندرستورانه) و مرکز نگهداری بچه ها و همچنین فروشگاه های محصولات فرهنگی دیگر مانند کتاب و موسیقی و … (درآمد جانبی).

این مجتمع بسیار سودآور شد. چرا؟ چون از اقیانوس قرمز به سمت اقیانوس آبی رفت. اقیانوس قرمز جایی است که همه شبیه به هم هستند، محصولات و خدمات شبیه به هم ارایه می کنند و معمولا درگیر جنگ قیمتی یا کیفیتی هستند و رقابت سختی دارند که منجر به خون و خون ریزی می شود. در اقیانوس قرمز همه روی مشتری و بازار فعلی متمرکز هستند. 

اما در اقیانوس آبی داستان کاملا متفاوت است.  به جای ارایه محصولات مشابه رقبا، محصولی کاملا متفاوت ارایه می کنیم و اصلا خودمان را درگیر رقابت با دیگران نمی کنیم. به همین خاطر در اقیانوسی هستیم که از خون ریزی ناشی از رقابت خبری نیست. 

تکنیک اقیانوس آبی فقط محدود به شرکت هاست؟ نه! دو مثال در زندگی شخصی و کشورداری برای شما می زنم تا بدانیم که اقیانوس آبی برای همه معنادار است. حمید، یک خطاط است. اما یک خطاط معروف و عالی نیست. می تواند تلاش کند و سال ها زحمت بکشد تا شاید بتواند یک خطاط دست دوم شود.

اما او اقیانوس آبی را انتخاب می کند. به جای اینکه سعی کند بهترین خطاط شود، به این فکر می کند که وی دستی هم در نقاشی دارد و هم کمی کار چوب بلد است. بنابراین هنر نقاشیخط را روی چوب پی می گیرد و اتفاقا در این حوزه که کسی فعال نیست او یک ستاره است!

بنابراین لازم نیست که شما با دیگران رقابت :کنید. به جای آن نابازار (بازارهای که اکنون وجود ندارند) و نامشتریان فکر کنید.

برای دستیابی به اقیانوس آبی به این دو سوال خوب فکر کنید:

۱: نامشتریان چه کسانی هستند؟ چه کسانی هستند که اگر من محصول/خدمت/ارزش جدیدی ارایه کنم، مشتریان آن خواهند شد. مثلا خانواده های بزرگ و بچه دار که سینما را ترک کرده اند و اکنون تبدیل شده اند به یک نامشتری! ولی اگر من رستوران، خدمات نگهداری بچه، پارکینگ و … را کنار سینما ارایه کنم آنگاه نامشتریان مشتری خواهند شد.

۲: از فرمول چهارجانبه استفاده کنید. محصول /خدمت فعلی را در نظر بگیرید و چهار سوال از خودتان بپرسید؟ چه چیزهایی را می توانم حذف کنم (مثلا آیا می توانم صبحانه را از خدماتی که یک هتل ارایه می کند، حذف کنم، جواب مثبت است یکی از هتل های موفق چنین کرده است).

چه چیزی را می توانم اضافه کنم؟ (مثلا نگهداری بچه ها به سینما) چه چیزی را می توانم کمتر کنم؟ (قیمت هر بار مسافرت در اسنپ و تپسی) چه چیزی را می توانم بیشتر کنم؟ (افزایش سرعت پاسخ دهی). اگر شما بتوانید برای هر چهار سوال یک جواب خوب پیدا کنید و بتوانید نامشتریان را مشتری کنید احتمالا اقیانوس آبی زندگی تان را کشف کرده اید. 

منبع

۰/۵ (۰ Reviews)
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.